تبليغاتX
عاشقی نقلی استمراری است -
غزل های ناب نو از شاعران نو+چند غزل بد من

سلام

آدم كه دلش نم مي زند ...

باز باران حسي را در من زنده كرد:

از كلبه محل كارورزي ام تا ستاد محل سوار شدن سرويس ...

دوسال پيش بود و آن روز هم باران مي آمد ( باور كنيد همين حالا مثل يك فيلم كاملا تثبيت شده دارد از جلوي چشمم رد مي شود)

ما كه سردمان بود و توي خودمان بوديم پسر بچه اي داشت مي رفت با چتر رنگ رنگش(كه ما ديگر رويمان نمي شود دست بگيريم و معمولا سياهش را داريم) پسرك مي رفت و آواز مي خواند...

باران همان باران بود...

سوار تاكسي شديم مردي بود تازه پير، همه اش خدا را شكر مي كرد و خطر ناك هم مي راند از خدا مي گفت رزق ...و بي انصافي بعضي راننده ها و ...و دعاي رزقي كه به گردنش بود و ...و تند مي رفت كه زودتر برسد خانه كه خانم نگاهش به در است و توي باران نگران ( حالا رانندگي داخل شهر را درك نمي كنم چرا خطرناك بود؟ شايد خارج از شهر هم مي رفته)

گرم صحبت هاي كوتاهش هم كه بودي نياز نبود خيلي دقت كني تا زن و مرد جواني را با يك چتر مشترك ببيني كه ميروند بين اين همه منظره ي معمولي با چراغ روشن عاطفه شان...

باران همان باران بود و من دور از خانه دلم نم زده بود...

چيزي كه به نظرم جالب بود و شايد حس شعرم رو برانگيخت شايد همين تفاوت ها در دوره هاي سني بود در كنار تفاوت هايي كه ايجاد كرده بود: اين كه هر كسي به نوعي توي يك فازي هستش حالا مهم نيست چطور و به چه حالت ...

 

دوباره لحظه ي رفتن، هواي باراني  

و سقف كهنه ي يك زن ، هواي باراني

دوباره لحظه ي شاعر... و دست كوتاهش

ترانه خواندن و رفتن ، هواي باراني

مسير مدرسه و كيف و چتر رنگارنگ

ترانه خواندن و رفتن ، هواي باراني

دو دست يخ زده با هم به دسته ي يك چتر

چراغ عاطفه روشن ، هواي باراني

نگاه خسته به در جاده خيس و لغزنده

دعاي رزق به گردن، هواي باراني

ببين چه خيس شدم زير چكمه ي باران

چقدر كرده دل من هواي :«"باراني"

 

و خوب... مي گفتم... يخ زده دلم بي تو

نشسته روي دل من ، هواي باراني

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط مهدی بهرام پور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام
تشکر می کنم از همه ی دوستانی که به من سر میزنن به خصوص اونا که نظر میدن.
من هدفم توی این وبلاگ فراهم آوردن غزلای روز ایرانه البته اونایی که احساس می کنم به دل میشینه .
در این میون گاهی شعری از خودمو می بینین یا مقاله ای که به هر حال به نام غزل مربوط میشه.
من سعی می کنم از غزلیات شاعران نامی تر استفاده کنم اما اگر شعر خوبی ببینم دیگه شاعر مهم نیست
نظرات شما به من کمک می کنه که بهتر و با دلگرمی بیشتر کارم رو پیش ببرم...
از همه ی شما ممنونم...

نوشته های پیشین
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
پیوندها
علي بهمني
پایگاه ادبی خزه
ادبستان
کلاغ سایت ادبیات و فلسفه
قابیل
سایت ادبی پندار
لوح
سایت سخن
راز دل
سایت تازه تاسیس عروض
امير مرزبان
آرش شفاعي
راديكال زندگي
سید مهدی موسوی
سید مهدی موسوی
سایت "دیگران"
غیر قابل پرنده
پوچیسم
غزل امروز
غزل بازار
مصطفی کارگر( شعر گراش)
علیرضا قزوه
مینیمال استوری(داستان مینیمال)
محمد خواجه پور
صدیقه حسینی
متروکه ای شبیه باغ
دیباچه
محمد حسين بهراميان
عاشقانه های یک قاتل
سودابه مهيجي
زهرا معتمدي
ترانه جوانبخت
مهدي معارف
هدي قريشي
قلمدانهای مرصع
علی زارعی رضایی
فریبا فیاضی
الناز ابراهیم پور
خانه ي شاعران تبريز
آذین بهرامی
عباس عابديني زارع
حواصيل
بمب های زیرزبانی
مهدی جلیلی
غزل پیشرو
خورجين
مير سنجوري
زهرا محدثي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Time spent here: