![]() |
![]() |
|
| غزل های ناب نو از شاعران نو+چند غزل بد من |
|
اين شعر را 16 و 17 آبان 82 سروده بودم و بدون دستكاري در و بلاگ مي گذارم اگر قديمي است و واژه هاي كهنه دارد مال اين است كه توي اين سه سال لياقت اين را و ارزش و سعادت اين را نداشته ام كه براي او كه سراسر عشق و پاكي است چيزي بگويم ... براي اين كه غرق گناه و ناپاكي بوده ام و شايد با غير او و جز در راه او... خواهرم مي گفت :" هميشه شك نداشتم كه صلح امام حسن (ع) و معاويه كار درستي بوده اما يك روز آنقدر در اين زمينه توجيه در برنامه هاي مختلف شنيدم كه با خودم گفتم نكند واقعا امام حسن(ع) اشتباه كرده باشد... شب كه خوابيدم خواب ديدم امامان در دو رديف نشسته بودند و مرد بزرگي كه فكر مي كنم پيامبر (ص) بودند در ميان آنها بود من با همه ي امام ها دست دادم به امام حسن كه رسيدم آنقدر چهره اش خشمگين و ناراحت بود كه نتوانستم با او دست بدهم ..." و حالا مي ترسم نكند كه نتوانم با او دست بدهم نكند نتوانسته باشم باور عظيم اسطوره مانندش را در ذهن بگنجانم نكند نام شيعه اش را داشته ام و نتوانسته ام شيعه اش باشم... علي جان از چه رنجيدي ؟ كه سوي عاشقان رفتي عزيزان را رها كردي، چو اين اشك روان رفتي براي ما در اين دنيا طلوع مهر مي بودي چه شد اي مهربان كاخر چنين نامهربان رفتي سراسر عمر پاكت را فداي راه حق كردي براي بي كسان ماندي ، به تيغ ناكسان رفتي يتيمان را پدر بودي، ز صد حاتم تو سر بودي كجايي اي پدر! گويي چو آن شب ها نهان رفتي به عشق سبز و پاك خود تو عمري زندگي كردي جزاي عاشقي ديدي ولي تا پاي جان رفتي تو مفهوم شهادت را طلوعي تازه بخشيدي چو از محراب آزادي شبي تا بيكران رفتي براي وسعت روحت زمين بسيار كوچك بود خودت يك آسمان بودي ، به سوي آسمان رفتي نيامد بر پر و بالت به غير از سنگ نامردي از اين آوارگي رستي، به سوي آشيان رفتي ببين! از موج ياد تو دلم مانند دريا شد ببين ! درياي خونم را تو تا از اين جهان رفتي علي جان! گرچه ناپاكم، ولي درقصه ي قلبم تو تنها قهرمان بودي كه از اين داستان رفتي |
|
+ نوشته شده در
جمعه 21 مهر1385ساعت 8:36 قبل از ظهر توسط مهدی بهرام پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
تشکر می کنم از همه ی دوستانی که به من سر میزنن به خصوص اونا که نظر میدن. من هدفم توی این وبلاگ فراهم آوردن غزلای روز ایرانه البته اونایی که احساس می کنم به دل میشینه . در این میون گاهی شعری از خودمو می بینین یا مقاله ای که به هر حال به نام غزل مربوط میشه. من سعی می کنم از غزلیات شاعران نامی تر استفاده کنم اما اگر شعر خوبی ببینم دیگه شاعر مهم نیست نظرات شما به من کمک می کنه که بهتر و با دلگرمی بیشتر کارم رو پیش ببرم... از همه ی شما ممنونم... |
|
RSS
|