تبليغاتX
عاشقی نقلی استمراری است
غزل های ناب نو از شاعران نو+چند غزل بد من

"و با چه قيد"

 

كجاست جاي تو در جمله ي زمان كه هنوز...

كه پيش از اين؟ كه هم اكنون؟ كه  بعد از آن؟ كه هنوز؟

 

و با چه قيد بگويم كه دوستت دارم؟

- كه تا ابد؟ كه هميشه؟ كه جاودان؟ كه هنوز؟

 

سوال مي كنم از تو: هنوز منتظري؟

تو غنچه مي كني اين بار هم دهان ، كه هنوز...

 

چقدر دلخورم از اين جهان بي موعود؛

از اين زمين كه پياپي...و آسمان كه هنوز...

 

جهان سه نقطه ي پوچي است، خالي از نامت؛

پر از «هميشه همينطور» از « همان كه هنوز»

 

همه پناه گرفتند در پس «هرگز»

و پشت «هيچ» نشستند از اين گمان كه «هنوز»...

 

ولي تو «حتما»ي و اتفاق مي افتي!

ولي تو «بايد»ي اي حسِ ناگهان كه هنوز...

***

در آستان جهان ايستاده چون خورشيد؛

همان كه مي دهد از ابرها نشان كه هنوز

***

شكسته ساعت و قويم ، پاره پاره شده

به جستجوي كسي، آنسوي زمان ، كه هنوز...

 

يك مونولوگ"

 

يك اسم، يادگار كسي كه تو نيستي

اسمي به اعتبار كسي كه تو نيستي

 

زندان -هزار و سيصد و ينجاه و پنج- مرد

عكس ِ شماره دار كسي كه تو نيستي

 

در پارك ، صندلي كنار تو خالي است

در فكر او ، كنار كسي كه «تو» نيستي

 

مردِ مچاله- ساعتِ بيهوده- شهر ِ گيج

يك زن، در انتظار كسي كه تو نيستي...

 

تو مرده اي و چند بلوك آنطرف تري

او رفته برمزار كسي كه تو نيستي

 

نفرين به روزگار تو كه نيستي كسي!

نفرين به روزگار كسي كه تو نيستي!

 

 

 

 "دو صندلي جوان"

 

كنار پنجره مان، جاي خالي من و تو

دهان باز جهان- جاي خالي من و تو

 

صداي سبز شدن هاي دو گل وحشي

به خواب يك گلدان- جاي خالي من و تو

 

به روي نيمكتِ فصل هاي باراني

كنار تابستان – جاي خالي من و تو

 

***

 

:جهان بزرگتر از ما شده ست، مي بيني-

چه خالي است در آن، جاي خالي من و تو؟

 

در ايستگاه مه آلوده گم شديم از هم؛

و در قطار زمان ، جاي خالي من و تو...

 

***

 

غروب در ساعت – روز صورتي- بر ميز

ستاره – در ليوان، جاي خالي من و تو

 

اتاق و دفتر غمگين و چند خط گريه

دو صندليِِ جوان – جاي خالي من و تو

 

محمد سعيد ميرزايي ( از كتاب: مرد بي مورد)

 

 ***

 

 

 

 

 

 

"پر نقش تر از فرش دلم بافته اي نيست"

 

گفتم «بدّوّم تا تو همه فاصله ها را»

تا زودتر از واقعه گويم گله ها را

 

چون آينه پيشِ تو نشستم كه ببيني

در من اثرِ سخت ترين زلزله ها را

 

پر نقش تر از فرش دلم بافته اي نيست

از بس كه گره زد به گره حوصله ها را

 

ما تلخي نه گفتنِ مان را كه شنيديم

وقت است  بنوشيم از اين پس بله ها را

 

بگذار ببينيم بر اين جغد نشسته

يك بارِ دگر پّر زدنِ چلچله ها را

 

***

 

يك بار هم اي عشقِ من از عقل مّينديش

بگذار كه دل حل بكند مسئله ها را

 ***

 

 

 

 "براي پرزدن از تو خوشا مرام عقابان"

 

نشسته اند ملخ هاي شك به برگِ يقينم

ببين چه زرد مرا مي جوند- سبز ترينم

 

ببين چگونه مرا ابر كرد – خاطره هايي –

كه در يكايك ِشان  مي شد آفتاب ببينم

 

شكستني شده ام اعتراف مي كنم اما

- زجنسِ شيشه ي عمرِ توام مزن به زمينم

 

براي پّر زدن از تو خوشا مرام ِ عقابان

كبوترانه چرا بايد از تو دانه بچينم؟

 

***

نمي رسند به هم دستِ اشتياقِ توو من

كه تو هميشه هماني  كه من  هميشه همينم

 

 

محمد علي بهمني (از كتاب:گاهي دلم براي خودم تنگ مي شود)

 

 

 

***

 

اينجا كه دست يأس به ايمان نمي رسد

با يك صليب قصه به پايان نمي رسد

 

وقتي صليب ِسرخ بيايد به روح من

اين زخم ها  اگرچه به كتمان نمي رسد

پرپر نمي شوم كه مرا بال و پر دهند

دست كسي به روح ِ من آسان نمي رسد

 

اين زخم بوي تشنگي ِ سرب مي دهد

بويي كه تا به بيني ِ مردان نمي رسد

 

هرچند عقده هاي بشر باز مي شود

هيچ آفتي به حرمت انسان نمي رسد

 

سردم نمي شود، تو كه از شرق آمدي

سرما دگر به اين تن ِعريان نمي رسد

 

من زنده ام بيا و به قلبم نگاه كن...

با يك صليب قصه به پايان نمي رسد

                                                       

                                                      "مهدي بهرام پور"

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 6:31 بعد از ظهر  توسط مهدی بهرام پور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام
تشکر می کنم از همه ی دوستانی که به من سر میزنن به خصوص اونا که نظر میدن.
من هدفم توی این وبلاگ فراهم آوردن غزلای روز ایرانه البته اونایی که احساس می کنم به دل میشینه .
در این میون گاهی شعری از خودمو می بینین یا مقاله ای که به هر حال به نام غزل مربوط میشه.
من سعی می کنم از غزلیات شاعران نامی تر استفاده کنم اما اگر شعر خوبی ببینم دیگه شاعر مهم نیست
نظرات شما به من کمک می کنه که بهتر و با دلگرمی بیشتر کارم رو پیش ببرم...
از همه ی شما ممنونم...

نوشته های پیشین
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
پیوندها
علي بهمني
پایگاه ادبی خزه
ادبستان
کلاغ سایت ادبیات و فلسفه
قابیل
سایت ادبی پندار
لوح
سایت سخن
راز دل
سایت تازه تاسیس عروض
امير مرزبان
آرش شفاعي
راديكال زندگي
سید مهدی موسوی
سید مهدی موسوی
سایت "دیگران"
غیر قابل پرنده
پوچیسم
غزل امروز
غزل بازار
مصطفی کارگر( شعر گراش)
علیرضا قزوه
مینیمال استوری(داستان مینیمال)
محمد خواجه پور
صدیقه حسینی
متروکه ای شبیه باغ
دیباچه
محمد حسين بهراميان
عاشقانه های یک قاتل
سودابه مهيجي
زهرا معتمدي
ترانه جوانبخت
مهدي معارف
هدي قريشي
قلمدانهای مرصع
علی زارعی رضایی
فریبا فیاضی
الناز ابراهیم پور
خانه ي شاعران تبريز
آذین بهرامی
عباس عابديني زارع
حواصيل
بمب های زیرزبانی
مهدی جلیلی
غزل پیشرو
خورجين
مير سنجوري
زهرا محدثي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Time spent here: